English
اطلاعات تماس
 
تلگرام: isca_admin@
همراه: ۰۹۱۲۲۱۸۵۱۰۷
نمابر: ۰۲۱۲۲۷۴۲۷۵۶
تلفن : ۸۸۶۹۰۰۵۶
آدرس دبیرخانه: تهران - خیابان علامه طباطبایی جنوبی - نبش خیابان 24 شرقی - مجتمع تجاری و اداری طوس - طبقه اول - واحد 63
پست الکترونیکی: info@isca.ir
کد پستی: ۱۹۹۷۸۳۶۴۹۶
مشاهده خبر
خلاصه ای از ۵ سطح رهبری جان سی مکسول

 

 

                                                               خلاصه ای از ۵ سطح رهبری جان سی مکسول

 

 

جان سی ماکسول نویسنده و سخنران حرفه‌ای آمریکایی است. او کتاب‌های بسیاری نوشته و در درجه‌ی اول بر رهبری تمرکز دارد. ماکسول به مدت 30 سال به عنوان کشیش در کلیساهای اوهایو، ایندیانا، کالیفرنیا و فلوریدا حضور داشته است. در سال 1995 کلیسا را ترک کرد و تمام وقت خود را به صحبت کردن و نوشتن اختصاص داد. ماکسول متخصص رهبری، سخنران، نویسنده‌ی بین‌المللی و بنیانگذار گروهINJOY است، سازمانی که برای توسعه‌ی رهبری بین‌المللی و کمک به رهبران است تا رهبران بتوانند توانایی‌های بالقوه خود را به حداکثر برسانند. ماکسول چندین بار سخنران اصلی کنفرانس رهبریNAA بوده است. وی هر سال برای بیش از پانصد شرکت سخنرانی می‌کند. در نیویورک تایمز، ژورنال وال استریت و بیزنس ویک(Business Week) پرفروش‌ترین نویسنده است. از جمله کتاب‌های او می‌توان به 21 قانون انکارناپذیر رهبری، 21 صفت ضروری یک رهبر، 15 قانون ارزشمند رشد، 5 سطح رهبری، رهبری طلایی، رهبری 360 درجه، مدیریت نگرش، آن‌چه رهبران باید بدانند و غیره اشاره کرد. در سال 2014 ماکسول توسط مجلهINC به عنوان متخصص رهبری و مدیریت در جهان شناخته شد.

 

 

"جان" علاقه­مند به مباحث رهبری است؛ چرا که به این نکته مهم اعتقاد دارد که زمانی­که افراد یاد می­گیرند که چطور رهبری کنند و رهبر بهتری باشند دو اتفاق مهم رخ می­دهد :

 

 

1. تغییر و تحول مهم در زندگی، ارتباطات و شرکتهای افراد.

2. میزان تأثیرپذیری آنها نیز افزایش می­یابد.

مفهوم رهبری :توانایی تاثیر گذاشتن بر دیگران است تا از شما پیروی کنند.

 

"جان" در کتاب 21 قانون انکار ناپذیر رهبری، به اولین قانون مدیریت رهبری اشاره می­کند که سرپوش است. بر اساس این قانون هر چقدر سرپوش­گذاری شما بهتر باشد، موفقیت شما نیز بهبود می­یابد. ذکر این نکته ضروری است که کتاب 21 قانون انکار ناپذیر رهبری در چین به عنوان پرفروش­ترین و کتاب شماره 1 در بحث رهبری بود.

و اما در مورد قانون سرپوش : تجارت و کسب و کار رشد می­کند اما از سرپوش رهبری یا ظرفیت رهبری عبور نمی­کند. رهبری یک سرپوش در سازمان قرار می­دهد و این سرپوش، حد موفقیت رهبر را تعیین می­کند. به عنوان مثال برای رهبری متوسط بین 1-10 نمره 5 را می­دهیم و نمره تجارت هم 4 خواهد بود.

 

«تاریخ ثابت کرده، صرف­نظر از کشور و فرهنگ، هر چیزی بسته به نوع رهبری فراز و فرود دارد. همچنین تاریخ ثابت کرده، کسب و کار خود را ورای قدرت رهبری خود پایه­گذاری کنیم».

 

الزام رهبری در سازمان : هر چقدر که تعداد رهبران خود را در سازمان افزایشدهید و قدرت رهبران نیز بهبود یابد. موفقیت شرکت نیز تضمین خواهد شد. هر چقدر در مورد رهبری یاد بگیریم و سطح رهبران خود را بهبود بخشیم، پتانسیل بیشتری برای رشد و پیشرفت سازمان­های خود خواهیم داشت. نکته مهم این که مهارتهای رهبری هم بصورت ذاتی و اکتسابی است که تعداد رهبران آموزش دیده مرکز «جان» به تعداد

 6000 نفر می­رسد که به دانشجویان نحوه صحبت کردن و ارتباطات آموزش داده می­شود.

«جان»  اعتقاد دارد اگر سرپوش رهبری خود را توسعه دهید، بنابراین شرکت فضای کافی برای رشد دارد. همچنین اگر به مدت 5 سال بر روی یک موضوع خاص روزانه یک ساعت متمرکز شوید؛ بعد از 5 سال در آن موضوع متخصص خواهید شد. بر این اساس او در مورد نحوه رهبری مطالعات گوناگون و مصاحبه­های مختلفی داشت که در نهایت ظرفیت رهبری خود را ارتقاء داده است.

 

کاربرد قانون سرپوش : بر اساس ظرفیت رهبری که شخص در خود پرورش داده است؛ میزان موفقیت و تأثیرگذاری خود را تعیین می­کند.

 

قانون دوم : قانون فرایند، رهبرها بصورت روزانه پیشرفت می­کنند نه در یک روز! برای آموختن نحوه رهبری و تبدیل شدن به رهبری خوب نیاز به زمان است. زمانی که به رهبری فکر می­کنید، باید این موضوع را درک کنید که یک سفر را آغاز می­کنید و مسیر خود را شروع می­کنید. باید از این موضوع آگاه باشید که زمان می­برد که به مهارتهای عالی رهبری دست پیدا کنید.

 

 « رهبری یک مکان، شرایط و موقعیت نیست بلکه پنج مرحله برای آن وجود دارد».  

 

فرهنگ رهبری : "جان" علت شکست شرکت «دلتا» را نبود فرهنگ رهبری تشخیص داده است. یادگیری فرهنگ رهبری را منوط به یادگیری پنج جزء رهبری است. فرهنگ بسیار مهم­تر از بینش است، به نسبت صد به یک. اما بیشتر مدیران برای پایه­گذاری و راه­اندازی شرکت جدید متکی بر بینش هستند که حاکی از مسیر عملکردی آنان است و تصویر شفاف و روشن در مورد آینده ایجاد می­کند. به عبارتی چیزی که قرار است، باشیم و در آینده برسیم. بینش نقش کاتالیزور را انجام می­دهد و تبدیل به سوخت شرکت می­شود تا به هدف مذکور برسد. بنابراین بینش، چیزی است که رهبران می­بینند. اما فرهنگ، رفتار رهبران را نشان می­دهد؛ چیزی که عمل می­کنند. نحوه رفتار نشان­دهنده آن است که به کدام سمت می­روند و قرار است به چه چیزی دست پیدا کنند.

  «چیزی که قرار است از پنج مرحله رهبری یاد بگیریم؛ فرایند درک عملکرد رهبری و توسعه فرهنگ رهبری برای شرکتهای مالی و خدماتی است».

پنج مرحله رهبری:

1. موقعیت : در این مرحله افراد از رهبران پیروی می­کنند چرا که مجبور هستند. کلمه کلیدی این مرحله حقوق است. وقتی شخصی در موقعیت و جایگاه رهبر است، حقوق معین دارد. بنابراین افراد به دلیل وجود حقوق و امتیازات از رهبران پیروی می­کنند. بزرگترین اشتباه افراد این است که زمانی که افراد در جایگاه رهبر قرار گرفته­اند، در فکر تبدیل شدن به رهبر عالی هستند! در حالیکه در این مرحله از رهبری فقط دارای موقعیت و عنوان هستند و در پایین­ترین وضعیت قرار گرفته­اند و نقطه آغاز محسوب می­شود. «جان» برای توضیح بیشتر، این مرحله را با یک مثال توضیح می­دهد. ما یک شغل، عنوان یا موقعیت بدست می­آوریم. از آنجایی که از این عنوان یا موقعیت برخورداریم؛ باید رهبری کنیم. چیزی که باید متوجه باشید این است بخاطر اینکه موقعیت رهبری در اختیار دارید، نباید الزاما، رهبر خوبی باشید. اما چون در جایگاه رهبری هستید، افراد از شما پیروی می­کنند؛ چون مجبورند. بنابراین در این شرایط رهبر به شک و تردید می­افتدد که رهبر خوبی است یا افراد به دلیل اینکه از بعد مالی به شرکت وابسته هستند، از رهبران پیروی می­کنند.

«این موقعیت نیست که رهبر را می­سازد، بلکه این رهبر است که موقعیت را می­سازد»

چالش شماره یک در سازمان این است که کشور به کشور و فرهنگ به فرهنگ حرکت کنید و به مردم بگویید که بر اساس جایگاه­ میتوانند رهبری کنید ولی این شما را تبدیل به رهبر خوب نمی­کند. اگر افراد مجبور به پیروی از شما هستند؛ متوجه نمی­شوید که رهبر خوب هستید یا نه!

«بدست آوردن موقعیت رهبری اثبات­کننده رهبری نیست»

نکته مهم این است که اگر در مرحله اول باقی بمانید، چون افراد مجبور به پیروی هستند. بنابراین نمی­توانید تشخیص دهید که رهبر خوبی هستید یا نه. به عبارتی زمانی­که شما هیچ جایگاه و موقعیتی ندارید و یکسری افراد بر اساس اختیار از شما پیروی می­کنند؛ در این وضعیت می­توان گفت رهبر خوبی هستید.

«بهترین رهبران افرادی هستند که مردم نه به خاطر اینکه مجبور هستند، پیروی می­کنند؛ بلکه دوست دارند این کار را انجام دهند؛ بین این دو حالت اختلاف زیادی است »

بزرگترین چالش رهبری که ذهن جان را درگیر کرده است : رهبری خودش است. چرا که برای اینکه بخواهد شرکت به سود و موفقیت مالی برسد، نباید روی افراد تکیه کنید. بلکه باید روی مهارتهای رهبری خودش استوار باشید. سرپوش رهبری «جان» می­گوید که افراد تحت رهبری، هرگز از حدی که خودش در آن قرار گرفته­ است، بالاتر نمی­رود. رهبری جان هر کجا که باشد، پیشرفت افراد تحت رهبری را محدود می­کند. پس اگر کاری کنم که خودم را بهبود بدم و رشد کنم؛ افرادم نیز رشد می­کنند.

مزیت مرحله اول : شما دارای یک عنوان یا موقعیت رهبری بدست می­آورید؛ فرصتی برای رهبری کردن دارید. پس می­توانید مهارتهای رهبری خود را آزمایش کنید. بر این اساس از بین مراحل پنج­گانه این مرحله به عنوان بهترین منطقه برای رشد است.

 در کتاب «پیشرفت رهبری درونی­تان» که در سال 1994 به چاپ رسید و به عنوان کتاب دوم پرفروش در خصوص مباحث رهبری بوده است. یعنی افراد خود را به عنوان یک رهبر رشد دهند. اما مردم تا به امروز فکر می­کردند، رهبری یعنی عنوان و موقعیت! موقعیت رهبری مانع رشد و پیشرفت بوده و تنها موقعیت کاذب رهبری خوب را ایجاد می­کند. رهبری موقعیتی دارای یک عیب بزرگ است، این نوع رهبران پیشرفت نمی­کنند، چون افراد تحت رهبری تنها به این دلیل از رهبر پیروی می­کنند که این سوال در ذهنشان پررنگ است که «حداقل کاری که برای حفظ شغل و جلوگیری از اخراجی چیست؟» و در نهایت تصمیم می­گیرند که بجای 100 درصد انرژی برای انجام کارهای روزانه در شرکت، 80 درصد انرژی خود را صرف کنند و به مرور زمان به 70 درصد، 60 درصد و پایین­تر نیز راضی می­شوند که منجر به کم­کاری می­­شود.  

آینده شرکت در اولین مرحله رهبری : کارکنان برای خروج از شرکت لحظه شماری می­کنند.

در نهایت این نکته حائز اهمیت است که ساختن شرکت موفق با کمبود تلاش نیروی کاری در سازمان امکان­پذیر نیست.

 

«رهبری یک فعل و عمل است، توانایی تأثیرگذاری و هدایت افراد از یک نقطه به نقطه دیگر»

 

2.  مجوز : این مرحله بر مبنای روابط است. در این مرحله افراد تحت رهبری از رهبران پیروی می­کنند به دلیل اینکه که مایل به پیروی هستند. در واقع یک تفاوت بزرگ بین مرحله قبل (تبعیت افراد به دلیل اجبار) و در این مرحله (تبعیت از روی اختیار و تمایل) وجود دارد. هر چقدر مراحل رشد رهبری را به سمت بالا طی می­کنید، نتایج مثبتی را دریافت می­کنید چرا که افراد انرژی و زمان در اختیار رهبران خود می­گذارند. در این مرحله، افراد قلبشان را به مدیران اختصاص می­دهند. نکته مهم این است که اگر 100 درصد کیفیت کاری و انرژی افراد را خواستار باشید باید با کارکنان روابط مسالمت­آمیزی داشته باشید. روابط پایه و اساس رهبری است. نباید رهبران نگرش عمودی نسبت به کارکنان داشته باشند که خود را در نوک قله کوه تنها ببینند و این ویژگی رهبری نیست، بلکه کوهنوردی است. چون رهبران مرحله دوم از جایگاه بالا به پایین و به سمت افراد خود آمده و پیشتاز در برقراری روابط می­شوند و به اتصال این روابط نیاز دارند. برای رشد و توسعه کارکنان باید میزان مهارتهای کارکنان را سنجید که از طریق برقراری روابط امکان­پذیر است.

«اولین مسئولیت رهبری این نیست که به کارکنان بگوید، پیش من بیایید؛ بلکه این است که سراغ کارکنان رفته و با آنها ارتباط برقرار کنید. بنابراین  افراد را در حالتی ارتقاء می­دهید که آماده هستند»

ویژگی رهبران موفق این است که همراه با افراد تحت رهبری به قله می­روند و به تنهایی از خط پایان عبور نمی­کنند. نکات مهم سخنرانی «جان» در جلسه آغازین سازمان ملل متحد :

شما رهبری هر کشوری که بر عهده داشته باشید و اهل هر کشوری باشید؛ زمانی که مردم از شما پیروی می­کنند، سه سوال را می­پرسند، این سوالات پیروها است.

 

1. آیا شما به من اهمیت می­دهید؟ (ویژگی همدردی و دلسوزی رهبر) –مرحله دوم رهبری

2. آیا میتوانید به من کمک کنید؟ (ویژگی شایستگی رهبر)

3. آیا میتوانم به شما اطمینان کنم؟ (ویژگی تمام شخصیت رهبر)–مرحله دوم رهبری

 

سوال مهم : چگونه یک رهبر تأثیرگذار مرحله دوم باشم؟

 

برای انجام این کار باید سه کار را انجام دهید. 1. گوش دادن (شنونده عالی). رهبران موفق ابتدا گوش می­دهند؛ یاد می­گیرند و سپس رهبری می­کنند.

تفاوت مدیریت و رهبری. در مدیریت، مدیر دیدگاه مشابهی در مورد تمام افراد دارد؛ هیچ نکته خاصی مدنظر نیست مانند اخلاق، انگیزه­ها و ... اما رهبرها افراد را به شکل متفاوت رهبری می­کنند. چرا که رهبرها می­دانند، افراد به دلایل مختلفی از آنان پیروی می­کنند. آنان در ضمن می­دانند که قبل از پرداختن به رهبری باید کلیدها را پیدا کنند و سوالات به مثابه کلیدها هستند. سوالات متعلق به کلیدهای هستند که دربهای مربوط به فرصتهای رهبری هستند. پس در مرحله دوم، رهبران خوب گوش می­کنند بنابراین سوالات خوبی هم می­پرسند.

2. مشاهده می­کنند : بخش بزرگی از رهبری خوب و موثر و برقراری روابط مناسب و کارا، در مشاهده است. فقط تماشا کردن. چون رفتار اشخاص به رهبران اطلاعات زیادی را منتقل می­کند. در این مرحله، عمل کردن بیشتر از حرف زدن اعتبار دارد. کاری که رهبران موفق انجام می­دهند این است که تیم خود را به دقت مشاهده می­کنند تا اعضا را در موقعیتی قرار دهند تا موفق باشند. بنابراین همیشه از خود این سوال را می­پرسند که بهترین جایگاهی که افراد را میتوانم قرار دهم کجاست تا بتوانند پیشرفت کنند و بدرخشند.

«جنس کالینس می­گوید : افراد را در یک اتوبوس جمع کنید و در صندلی­های صحیح خودشان بنشانید»

 

3. به افراد خود خدمت می­کند. رهبر مرحله دوم به ارزش خدمت کردن پی برده است. در این مرحله مجوز رهبری­شان را به شما می­دهند. در این مرحله رهبر به افراد تحت رهبری خود خدمت می­کند.

«رهبران موفق به عناوین اهمیت نمی­دهد بلکه به تحقق انتظارات و تولید اهمیت می­دهد.»

 

رهبران با افراد تحت رهبری خود در مقابل هم قرار نمی­گیرند، بلکه در کنار هم قرار گرفته­اند.

3. تولید : کلمه کلیدی در مرحله تولید، نتایج است. در این مرحله افراد بخاطر کارهایی که برای سازمان انجام دادیم، پیروی می­کنند. این مرحله با عنوان مرحله هدف است. در این مرحله یک رهبر اعتبار کسب می­کند. این مرحله بازدهی رهبران مورد بررسی قرار می­گیرد. در این مرحله رهبر شروع به اثبات خودش به عنوان یک رهبر می­کند. در مواقعی که شما قادر به تولید باشید، اعتباری خواهید داشت که دیگران را رهبری کنید. در این مرحله سه نکته وجود دارد : 1. رهبری را بوسیله مثال انجام می­دهند. 89 درصد یادگرفته­های ما بر حسب تجربیات ما است. بسیاری از رهبران مانند مدیران آژانس­های مسافرتی هستند که افراد را به جاهای مختلفی میفرستند که خودشان قبلا تجربه نکرده­اند. 2. ایجاد اراده می­کنند. اراده بهترین دوست رهبر است. وقتی شما می­توانید نتایج را تولید کنید؛ اراده از آن بدست می­آید. اراده به مانند اغراق­کننده بزرگ است چرا که زمانی که آن­را دارید؛ همه چیز بهتر از موقعیتی هستند که به نظر می­آیند و وقتی از دست می­دیدید، همه چیز بدتر از موقعیتی هستند که به نظر می­رسد.

«زمانی که به عنوان یک رهبر شروع به تولید نتایج می­کنید، شروع به خلق اراده می­کنید»

زمانی که شما اراده دارید، 80 درصد مشکلات بوسیله اراده حل می­شود. بزرگترین حلال مشکلات در شرکت، اراده است.

3. جذب کردن افراد بهتر. هر چقدر ظرفیت رهبری افزایش یابد، افراد بهتری را جذب خواهم کرد. در اینجا به یکی از 21 قانون انکاناپذیر رهبری اشاره می­کنم که قانون جذبه است.

 

«قانون جذبه : ما کسی رو که هستیم، جذب می­کنیم؛ نه کسی را که میخواهیم.»

 

 

4. پیشرفت افراد : این مرحله به ارتقاء افراد اختصاص دارد، کلمه کلیدی تولید مجدد است. در این مرحله افراد از ما پیروی می­کنند بخاطر کارهایی که به عنوان بخشی از سازمان برای آنها انجام داده­ایم. به عبارتی زمانی که شروع به ارتقاء افراد می­کنید، افراد تحت رهبری نیز سپاسگزار خواهند بود. هدف جان از تدریس رهبری این بوده است که افراد را به مرحله چهارم برساند. در مرحله چهارم زمانی که رهبرانی را پرورش می­دهید، نتایج مثبت بصورت تصاعد هندسی بهبود می­یابد. چون در مرحله تربیت رهبران، در واقع کار تکثیر را انجام می­دهید. برای تربیت رهبری مرحله چهارم باید سه کار را انجام دهید. 1. استخدام : رهبران مرحله چهار می­دانند برای ارتقاء افراد خوب، باید افراد خوبی را استخدام کرد. در این مرحله سوال مهم این است که چه کسی داخل و چه کسی خارج می­شود؟ استخدام خوب، داشتن چیزی است که به دنبالش هستید. ایجاد یک تصویر واضح از افراد موردنیاز ضروری است. 2. موقعیت افراد را بدرستی تشخیص می­دهند. رهبران مرحله چهار متعهد هستند که افراد را بر حسب قابلیت­هایشان در جایگاه صحیحی قرار دهند. 3. بخوبی مجهز می­کنند. افراد را خوب آموزش می­دهند که دارای پنج مرحله است. مورد اول : ابتدا باید به کار موردنظر تسلط کامل داشته باشیم. مورد دوم : من انجام می­دهم و تو با من هستی و مشاهده میکنی. مورد سوم : تو انجام می­دهی و من همراهت هستم. مورد چهارم : تو انجامش بده. مورد پنجم : اگر قصد دارید رهبرانی را بازتولید کنید، باید این مرحله نیز انجام گیرد. در این مرحله تو اجام میدهی و یک نفر مبتدی نیز در کنار تو است.

5. اوج : کلمه کلیدی این مرحله احترام است. افراد بر حسب شخصیت شما و چیزی که به نمایش می­گذارید از شما پیروی می­کنند. این مرحله بالاترین مرحله رهبری و اوج رهبری است و بهترین حالتی که پیش می­آید.

نکات مهم :

1.هر چقدر مراحل رهبری را به سمت بالا طی می­کنید، زیربنای موفق و عمیق­تری خواهید داشت و دوره رهبری­تان نیز طولانی خواهد بود.

2. برای تشخیص مرحله رهبری خود، بر اساس نوع رفتار افراد تحت رهبری خودم تصمیم می­گیریم. افراد را برحسب جایگاه آنان تعیین می­کنند.

3. رشد شرکت، سرپوش شما را افزایش می­دهد. 

 

 

تهیه و تنظیم :

مریم عبدلی

عضو انجمن علمی بازرگانی و دانشجوی دکتری مدیریت بازرگانی

 

تاریخ انتشار: 1396/08/08 - 11:6
شناسنامه انجمن

انجمن بازرگانی ایران مؤسسه ای غیرانتفاعی است كه به منظورگسترش و پیشبرد و ارتقای علم، وتوسعه كمی وكیفی نیروهای متخصص و بهبود بخشیدن به امورآموزشی و پژوهشی در زمینه های مرتبط، با كسب مجوز ازكمیسیون انجمنهای علمی ایران وابسته به وزارت علوم،تحقیقات وفناوری، در بهمن ماه سال ۱۳۸۱ تأسیس و تحت شماره ۱۴۹۱۲ دراداره ثبت شركتها و مؤسسات غیرتجاری به ثبت رسیده است.